تبليغاتX
سي بوشهر
آثار دكتر سيد جعفر حميدي

كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند.آمريكاييها در جهان و خصوصا در اروپا به مردمی تنبل و کودن معروفند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (
Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

(اين مطلب از جايي تلخیص شده است)


این مطلب بالا را برای این نوشتم که بدانیم قبل از اینکه والنتاین در چند سال اخیر به ایران بیاید ما هزاران سال قبل روز عشق و روز احترام به یکدیگر را داشته ایم. به امید اینکه هر روز ما روز احترام به یکدیگر و روز عشق باشد.

لینک:

بازی با مکعب هوش روبیک... کلیک کنید

اگر می خواهید برنزه شوید، کاملا نزدیک به مانیتور بنشینید و اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:31  توسط پريا حميدي  | 

دو ماه محرم و صفر ، بوشهر شور و حال خاصی دارد. مساجد، حسینیه ها، تکیه ها و میدان ها را سیاه پوش می کنند . دمام ها آماده می شوند. میدان ها سیاه پوش می شوند و وسایل پذیرایی از مردم مهیا می شود. نوحه خوانان جوانان را با خواندن نوحه های جدید و دمام زن های قدیمی نو نوازان دمام را تمرین (تری) می دهند.

هرشب در پایان مراسم مردم به هم می گویند: «مُروای شما همه سال» این جمله نوعی تبرک و دعا است.

مروا چیست؟ واژه ای است فارسی بازمانده از کلمه مرواک در زبان پهلوی به معنی فال خیر، خیرو  خوشی در مقابل «مرغوا» که فال بد و بد اندیشی است. معنی دیگر مروا جمع شدن است . در لهجه دشتی، دشتستان ، تنگستان و حتی بوشهر کلمه «مُر» به معنی جمع و جور کردن است. جمله «مروا همه سال» نوعی جمله دعایی است یعنی (خدا کند زنده باشید و هر سال در این مکان مقدس جمع شوید).

سینه زنی در بوشهر و سایر شهرهای استان که با شکوه خاصی برگزار می وشد و از بوشهر به استان خوزستان و هرمزگان هم رفته است نشان دهنده یک وحدت شکوهمند است که با هدایت نوحه خوان که خود به منزله یک فرمانده نیروها است به اجرا در می آید. اوج اجرای سینه زنی، هنگام اعلام واحد است توسط نوحه خوان که در آخرین لحظات سینه زنی و دمام که دریای مواج سینه زنان در اوج هیجان و شور و خلسه فرو رفته است ، نوحه خوان پس از یک مکث کوتاه با صدای رسا می گوید «واحد» و گروه سینه زن یک صدا جواب می دهند «الله واحد» و نوحه خوان نوحه واحد را مطابق و مناسب با روز عزا می خواند. واحد در حقیقت ابلاغ وحدت و یگانگی و جمع بندی نیروها است.

یکی از نوحه های قدیمی واحد که تا امروز هم خوانده می شود، نوحه ای است که ناخدا عباس دریانورد قدیمی ترین نوحه خوان بوشهر در سال ۱۲۹۰ ش یعنی حدود نود و چهار سال پیش در بندر لنگه در مراسمی به نام «ماتم حیدر» خوانده است و همه ابیات آن در کتاب « چون پایه پنجم» ثبت شده است.

نوبت جنگ چو بر شاه شهیدان آمد.....بر در خیمه شهنشاه غریبان آمد

گفت کای خواهر غمدیده زارم زینب.....صبرم از حد بگذشت و به لبم جان آمد

گیسوی اکبرم از خون سرش بسته حنا.....بعد اکبر نتوان زیست در این دار فنا

کی چنین بود خلیل الله و آن کوه منا..... که علی اکبر من با لب عطشان آمد.

******

شیعه زن به سر ز ره وفا به عزای نوگل مصطفی

که بریده شمر لعین ز کین سر آن جناب از قضا

چو شنید خواهر مضطرش که بریده شمر لعین سرش

بدرید جامه ی صبر و زد به سر آن حبیبه مرتضی

ز فغان و ناله ز حد فزون بشد از خیام حرم برون

به میان خاک و میان خون چو بدید آن مه خوش لقا

این قصیده نیز دارای ۱۵ بیت است.


آبتين و خاله نرگس

سلام. هفته گذشته (۶/۱۱/۸۴) آبتين رفته بود صدا و سيما و در برنامه رنگين كمان شبكه ۵ سيما شركت كرد. اينهم عكس آبتين با مجري برنامه رنگين كمان (خاله نرگس). البته بايد بگويم كه از هفت خوان رستم رد شديم تا وارد محوطه صدا و سيما بشويم و هزار دفعه اسممان را چك كردند و وسايلمان را از زير دستگاه رد كردند و سر تا پايمان را برانداز كردند و دوربينهايمان را گرفتند و از اين حرفها. ما هم كه اصلا عكس نگرفتيم!!!!! شما عكسي ديديد؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:31  توسط پريا حميدي  | 

تنها نه من از شعله تو سوخته ام

تنها نه من این مرحله آموخته ام

صد خانه نگاه، از نگاهت سر سبز

در آمدنت دیده به در دوخته ام


سلام...

همکار: وای چه برفی داره میاد. من: راستی ؟ کو؟ همکار: توی اردبیل.

۱۰ دقیقه پیش: همکار: وای چه برفی داره میاد. من: لابد تو اردبیل؟ همکار: از بس دروغ گفته ام دیگه باورشان نمی شود. من: وای داره برف میاد...

الان داره تهران برفی میاد که نگو و نپرس.


راستی عید غدیر مبارک. امروز همه آمده اند و از من عیدی می خواهند. راستش من چون خودم از همه کوچکتر بوده ام همیشه عیدی گرفته ام یا اینکه اصلا در پی عیدی گرفتن نبوده ام. امروز صبح همکارام به دوستانشان در بخش های دیگر خبرداده اند که بیایند از من عیدی بگیرند. منم فقط رنگ به رنگ شدم و حالا سپرده ام به بانک اداره برایم پول نو بیاورد تا حالا که هنوز خبری نشده .


این مطلب خیلی مهمه:

چگونه از سکته قلبی جان سالم به در ببریم؟ نوشته دکتر دانیل راچمن

شخصی که این پیام را می خواند این مطلب را کتبی یا شفاهی به دیگران انتقال بدهد حداقل جان یک انسان دیگر را نجاب می دهد.

علائم سکته قلبی: احساس درد شدید ناگهانی در سینه که شروع به پخش در بازوی شما و به سمت بالا به فک شما میرسد.

شما جهت پیشگیری چه کار باید بکنید؟ از آنجاییکه بسیاری از مردم، بهنگام دچار شدن به سکته قلبی تنها می باشند، دانستن این مطلب بسیار مهم است. بدون دریافت کمک پزشکی، شخصی که ضربان منظم قلب او متوقف می شود و شروع به از حال رفتن می کند فقط ۱۰ ثانیه تا قبل از اینکه بیهوش شود وقت دارد.

این بیماران با سرفه کردن مداوم و شدید می توانند به خودشان کمک کنند.

یک نفس عمیق بایستی قبل از هر سرفه کشیده شود و این سرفه باید عمیق و طولانی باشد، مثل اینکه می خواهید خلط داخل سینه را صاف کنید و هر سرفه، بایستی هر ۲ ثانیه بدون وقفه تکرار شود، تا اینکه کمک برسد و یا احساس شود که قلب دوباره به طور طبیعی می تپد. نفسهای عمیق، اکسیژن را به داخل ششها می رساند و حرکات سرفه قلب را ماساژ داده و گردش خون را ادامه می دهد. همچنین فشار ماساژ بر روی قلب، به دوباره به دست آوردن نظم طبیعی آن کمک می کند و بدین ترتیب بیماران سکته قلبی می توانند به بیمارستان رسانیده شوند.

تا حد امکان و هرچه بیشتر این مطلب را به مردم بگویید، بدین ترتیب می توانید جان انسانها را نجات دهید. در کشور ما ایران، توسط پزشکان توصیه می شود که بعد از اوقات فوق، بیمار را در حالت استراحت کامل قرارداده و جهت انتقال به بیمارستان با اورژانس (۱۱۵) تماس بگیرید.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 10:33  توسط پريا حميدي  |