تبليغاتX
سي بوشهر
آثار دكتر سيد جعفر حميدي

به راستي سخن دلپذير و ساده كجاست 

ز سر برفت خمار شبانه، باده كجاست

صدا نمي شنوم از گلوي سبز بهار

نواي بلبل در بند اوفتاده كجاست

به هر طرف كه نگه مي كنم گلستان است

به كوي عشق دل و دين ز دست داده كجاست

اگر قبيله ليلي ز كوچه مي گذرد

گذر ز خانه مجنون دل نهاده كجاست

سوار مي گذري با شتاب و سر در پيش

نظر تو را به پريشاني پياده كجاست

كمين گشاده به خونريزي پرستوها

به باغ سرخ صبوري، در گشاده كجاست

هزار بار دلم ميل كوي جانان كرد

گذر ز شحنه بر بام ايستاده كجاست


سلام. دیروز مراسم بزرگداشت منوچهر آتشی در مسجد الجواد (میدان هفت تیر) برگزار شد. البته من آخر مراسم رسیدم ولی توانستم چند تاعکس بگیرم. جالب این بود که عکسها اصلا خوب نشد چون همین که می خواستم عکس بگیرم همه فرار میکردند!!

 

 

 

آلودگی هوای تهران به حد وحشتناکی رسیده وقتی از پنجره به بیرون نگاه می کنی تا شعاع کمی از اطراف را می توان واضح دید. هوای آلوده مثل یک لحاف قطور خاکستری رنگ روی سطح شهر را پوشانده  حالا باز بگویید تهران خوبه ... دیگه اینجا نمیشه نفس کشید... دائم سردرد داریم...مدارس ابتدایی و راهنمایی امروز و فردا تعطیل هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 9:17  توسط پريا حميدي  | 

من غصه رفتن جوانی نخورم

اندوه گذشت زندگانی نخورم

با این دل آرام و سر پر ز غرور

دیگر غم طوفان خزانی نخورم


سلام. بالاخره منوچهر آتشی در خاک زادگاهش آرام گرفت. روحش شاد. فکر می کنم که بقیه دوستانی که در مراسم حضور داشته اند در مورد این مطلب نوشته اند و دیگر من چیزی برای گفتن ندارم.

این چند روزه به دلیل درگذشت استاد منوچهر آتشی و غمی که از درگذشت ایشان بر دل همه نشست، باعث شد که همه اندوهگین باشند و بالطبع در تمامی وبلاگها غم و اندوه نویسندگانشان هویدا بود.

بهتره که کمی از حال و هوای غم و اندوه دور شویم...

دیروز سالروز تولد پدرم بود. پدر عزیزم روز میلادت مبارک .


پ.ن.

صدای اپراتور تلفن: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.

آبتین: اِ خانمه چرا نمی گذاری من با بابام حرف بزنم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 11:37  توسط پريا حميدي  |